یک: این روزها با
دوهزار تومان فحش ِ کش دار هم به آدم نمیدهند.
دو: شما دو هزار را بده بنده خودم در خدمتم!
آلت ِ دست ِ دیگران شد که با او جیش کردند و ...!
دوستِ ما گفت: کارتونِ سندباد را هر جا که ببینم تا سقفِ قیمتِ دوهزاروپانصد تومان هم اگر باشد میخرم!
نکته ها:
- یا سقفِ پرواز کم شده یا آسمان کوتاه!
- دوستِ ما بر اثر ِ بلند پروازی های بیش از حدش ضربه مغزی شد و مُرد!
- یا سقف خانه ها را بلندتر کنید یا خاطره ی سندباد را پاک !
دوستمان گفت: که
در روستایشان پیرزنی زندگی میکرده با نام ِ "جهان" که گرگ او را
خورده و طبیعی است که او مُرده!
میگفت: در آن سالها هر گاه که از رادیو یا تلویزیون میشنیدیم که امپریالیسم ِ جهانی را میگویند "گرگهای جهانخوار" به یاد آن مرحومه ی مغفوره میافتادیم که گرگ خوردش!
گفتی:
- گولت را نمیخورم...
- دورت بگردم! دورت میـزنم.
زین پس و به
پاسداشت ِ زبان ِ پارسی، باباطاهر ِ عریان را بگوییم:
تقدیم به او که گویا از بس که سوخته سیاهه!
همه ترانه ها را
عاشقانه ها را
همه را سوزاندم
در شامگاه ِ چارشنبه سوری.
از روی ِ آتش هم
پریدم،
هیچ کجام هم نسوخته!
به کجایِ این شب
تیره
بیاویزم
قبای ِ ج ن د ه ی خود را ؟!
- مگر من مرده باشم که تو آواره شوی.
خدا بیامرزدش،
من هم آواره ام !
